فرمانداری اصفهان
خانه
بخشداري بن رود
موقعيت جغرافيايي بخش بن رود از توابع شهرستان اصفهان
بخش بن رود يكي از بخشهاي شهرستان اصفهان با جمعيت 23683 نفر بوده وشهر ورزنه با جمعيتي در حدود 10000 نفر كه بيشترين جمعيت شهري را در مقايسه با بخشهاي شرق شهرستان اصفهان به خود اختصاص داده است به عنوان مركز اين بخش تعيين شده است واز شمال به شهرستان نائين و بخش كوهپايه ، از جنوب به بخش جرقويه عليا به مركزيت حسن آباد و از جنوب غربي به بخش جرقويه سفلي به مركزيت نيك آباد واز شرق به استان يزد واز غرب به بخش جلگه به مركزيت هرند محدود مي باشد .
مساحت اين بخش 2300 كيلومتر مي باشد ، بخش بن رود در حال حاضر داراي يك شهر و دو دهستان و 39 روستا و مكان و مزرعه مي باشد ، اين بخش حدود 4،13 در صد از وصعت شهرستان اصفهان را به خود اختصاص داده است .
اين بخش جلگه نسبتاً همواري است كه در 25 كيلومتري آن تالاب به گاوخوني قرار گرفته و در قسمت جنوب شرق اين بخش تپه هايي از شن روان و ماسه هاي بادي وجود دارد كه به صورت رشته هايي تا نزديكي جرقويه ديده مي شود . مقدار بارندگي 80 ميليمتر در سال است كه جزء نقاط خشك و كويري به حساب مي آيد .


دهستانهاي بخش بن رود:

1- دهستان رودشت شرقي به مركزيت كفران-فارفان كه شامل روستاهاي كفران-فارفان-جندان-رنگينده-كفرود-طهمورثات وابوالخيرمي باشد.
 

فاصله تامركزدهستان

فاصله تامركزبخش

فاصله تامركزشهرستان

جمعيت

تعداد خانوار

نام روستا

 

رديف

0

17

103

2282

476

كفران

1

5

12

105

1675

378

جندان

2

0

17

103

1533

304

فارفان

3

12

14

102

1228

275

كفرود

4

3

25

90

307

72

طهمورثات

5

3

24

95

267

59

ابوالخير

6

4

23

85

220

36

رنگينده

7

 
2_دهستان گاوخوني به مركزيت قورتان شامل روستاهاي قورتان،اشكهران، هاشم اباد،باقراباد،شريف اباد،كبريت ، بزم ،سهران ،بلان وقلعه امام است. 
 

فاصله تامركزدهستان

فاصله تامركزبخش

فاصله تامركزشهرستان

جمعيت

تعداد خانوار

نام روستا

 

رديف

0

12

110

1142

249

قورتان

1

4

10

105

1040

185

اشكهران

2

10

18

95

1006

196

هاشم اباد

3

5

9

107

835

176

سهران

4

8

14

110

650

135

بزم

5

0

12

110

350

71

بلان

6

5

17

103

347

71

باقراباد

7

5

17

100

341

65

شريف اباد

8

6

18

106

283

58

كبريت

9

15

8

110

195

35

قلعه امام

10

 
شهر ورزنه :

در فاصله 110كيلومتري شرق شهرستان اصفهان قرار گرفته و محدود است از شمال به راه اهن سراسري ، از جنوب به اراضي مزروعي ورزنه از شرق به ازاضي مزروعي و تالاب گاوخوني و از غرب به مزارع كشاورزي و روستاهاي اشكهران ، قلعه امام وبزم .

اين شهر در طول جغرافيايي 39 درجه 52 دقيقه و عرض 25 درجه و32 دقيقه شمال جغرافيايي واقع شده و داراي 10549 نفر جمعيت و 229,8 هكتار وسعت و تراكمي در شهر معادل 45,9 نفر در هكتار و ارتفاع ان از سطح دريا 1475 متر است .


اوضاع اقليمي ( آب و هوا )

شهر ورزنه به علت نزديكي به كوير داراي اب و هواي كرم و خشك مي باشد به طوري كه ماههاي مرداد و شهريور از حداكثر خشكي هوا برخوردار و ميزان متوسط بارندگي در ورزنه 80 ميليمتر است .

حداكثر سرعت باد در ورزنه 35 متر در ثانيه و جهت وزش با اغلب ، شمال غربي به جنوب شرقي است . ولي جريان باد غربي به شرقي هم وجود دارد . رطوبت نسبي در اواخر ساعات شب و صبحها بيشتر از ساير ساعات شبانه روز است و قبل از طلوع آفتاب به حداكثر و حداقل ان بعد از ظهر است .

معدل حداكثر درجه حرارت در بخش بن رود در تيرماه 42 درجه و معدل حداقل در اذر ماه 5,6 درجه و متوسط در جه حرارت ورزنه 14,1 درجه سانتيگراد است


وجه تسميه ورزنه :

در كتب نامهاي شهرها و روستاهاي ايران ، حتي در كتب لغت فارسي به ويژه لغت نامه دهخدا نشاني از اين واژه ديده نمي شود . لذا احتمال مي رود كه چون در عهد حكمرانان سلجوقي كه حكومت سيستان ميراث خانوادگي انان بوده واژه ورزنه كه همان سيستاني ورغنه به معني پهن وگسترده بود به اين سرزمين اطلاق گرديده گرچه واژه هاي سيستاني خود ريشه در زبان زردشت دارد واز واژه هاي قرا و مزارع نزديك شهر ورزنه مي توان بدان پي برد . مانند واژه مزرعه سينا كه واژه اوستايي است واژه مزرعه پچويز (پچه) به معني آبراه باريك _ جوي آب و پچوي به معني نوتن راني _ قايقراني و پچويز به معني توتن ران و واژه هاي ارغن و ارغنه به معني زيرك و زبده كه تمام آنها سيستاني است .

مطالعات تاريخي نشان مي دهد كه تكلم به زباني كه تقريباً به زبان زردشت با شد خاص مردم مشرق بوده و بارتوله با توجه به اشارات جغرافيايي پشتهاي كهن به همين نتيجه رسيده كه آيين اوستايي به احتمال قوي از مشرق ايران آمده است و در يشت 19 ( زامياد يشت ) نام درياچه ك_ س_ ا_ ي به نحوي ذكر مي شود كه در تطبيق با درياچه كنوني هامون ترديدي باقي نمي گذارد و گروهي معتقد اند كه مولد زردشت نيزدر مشرق ايران ببده لذا مي توان چنين چنين باور داشت كه واژه ورزنه همان واژه سيستاني زردشتي ( ورغنه ) به معني گسترده و پهن مانند ارغن و ارغنه و ورثرغنه سردار جنگجوي كه يشت 14 ( بهرام يشت ) خاص او سروده شد .


چادر سفيد در شهر ورزنه :

آيا مي دانيد تنها فقط چادر سفيد در اين شهر مرسوم مي باشد و در جاي ديگر سراغ نداريم اين است كه جاذبه خاص خود را دارد و هر كس كه وارد اين شهر مي شود اولين سؤالي كه براي او پيش مي آيد چادر سفيد زنان مي باشد . لذا از انجا كه ورزنه در گذشته ديار زردشتيان بوده است اين رسم بنا به اظهار نفيسي از رسومات آنان مي باشد چرا كه روحانيون زردشتي لباس از پنبه مي پوشيده اند ونوار مقدسي در تشريفات مذهبي به گردن مي آويختند كه از جنس پنبه بود .

عده ديگري وجود چنين رسمي را ناشي از محيط گرم و خشك منطقه و كشت زياد پنبه و نداشتن ارتباط با شهر و شايد چون ورزنه داراي يك بافت سنتي _ اسلامي بود و مسائل مربوط به حجاب و محروميت شديداً دنبال مي شده است و از طرفي به منظور شناخته نشدن توسط افراد نامحرم ، يكپارچه از چادر سفيد استفاده كردند تا بدين وسيله همه يكسان به نظر رسند .


گويش:

بخش بن رود به گويشي سخن مي گويند كه خود شاخه اي از زبان پهلوي ساساني و پارسيك جنوبي است عده اي از مردم ورزنه نيز بر اين باورند كه زبان ريشه زرتشتي دارد ودليل آنها اين است كه بسياري از واژهها و اصطلاحاتي كه آنها به كار ميبرند يا در اوستا آمده است ويا زرتشتيان آنها رامي فهمند مانند مزرعه سينا كه نام يكي از بخشهاي اوستا نيز يسنا مي باشد . اين عده بر اين باورند كه پس از حمله اعراب مسلمان وفتح ايران چون اعراب چهار حرف (پ_چ_ژ_گ) را نداشته اند از حروف ديگري به جاي اين كلمات استفاده كردند مثلاًقبل از اسلام به جرقويه يا گرگويه مي گفتند يا بعضي از مزارع اطراف ورزنه را مردم به نامهاي جبشت و جداستان مي شناسند كه اصلش گوشت و گدستان بوده است عده كمي ازمردم ورزنه نيز معتقدند كه زبان ولاتي ورزنه اي را يهوديان اصفهان مي فهمند.
 

كي يه

خانه
پي پدر
ما

مادر

ميره شوهر
پره پسر
دتي دختر
زمّا داماد
عاروس عروس

كمچه و دوري

قاشق و بشقاب

سيبي سفيد

زمستن شوه و ساهيش رو زغال مونوو

زمستان مي رود و سياهيش روي زغال مي ماند

كور كور وارزي وزو او گودال

كور كور را مي جويد ، آب گودال را

يك سوزن خوت بنده يك گندوژ دي مردم

يك سوزن به خود بزن ، يك جوال دوز به مردم

چوجي كيويري ،كيويري خوششي گو

گنجشك كويري ، كوير خود را مي خواهد

 
شهر سبا و تپه هاي شني

شهر سبا يا سراي در واقع نامي است كه ساكنين شهر ورزنه و روستاهاي اطراف آن ، منطقه مسكوني قديمي مدفون شده در زير تپيه هاي شني حاشيه غربي تالاب گاوخوني را بدان نام مي شناسند و عقيده دارند كه با توجه به آثار بر جاي مانده از آن شهر كه گاهگاهي با جابجايي ماسه ها توسط باد پديدار مي شوند در زير اين شنهاي روان شهري به نام سبا مدفون است . به اين امر در بيشبر نوشته هاي قديمي كه در آن نامي ماز ورزنه يا گاوخوني برده اند نيز اشاره شده است . در بخشهايي از كتاب تاريخ اصفهان و ري و همه جهان مي خوانيم : (( حجاج نايب اصفهان را گفت تو را به شهري مي فرستم كه سنگش سرمه و مگس آن زنبور عسل و گياهش زعفران است . از اشعار عرب پديدار مي شود كه پيشين زمان دهقانان زعفران در آنجا به عمل آورده و مخصوصاً به حدود ورزنه رودشت جائي است كه آن را شهر سبا نامند وامروزه ويرانه است و گلرنگ شبيه زعفران در انجابسيار يافت مي شود . )) و يا در بخشهاي ديگري در همين كتاب آمده است ( شهر سبا اخر گاوخوني است ماسه گرفته و مرد و سوار در آن فرو مي رود .)



آثار تاريخي بخش بن رود:

1_ مسجد جامع ورزنه

2_ قلعه ورزنه

3_ پل قديمي ورزنه

4_ رباط شاه عباسي

5_ بادگيرها

6_ آب انبارها

7_ قلعه قورتان

8_مادي 16 ده

9_ بند شاخ كنار

10_ تالاب گاوخوني


تالاب گاوخوني :

تالابها درجلوگيري از گسترش كويرنيزنقش به سزايي دارند بسياري ازتالابهاي جهان درنقاطي واقع شده اند كه درواقع مرزبين دو بوم سازگان آبي و خشكي است به طور مثال تالاب گاوخوني به عنوان تنها درياچه آب شور دايمي در فلات مركزي ايران و در دل كوير همانند يك كمربند سبز دل كوير را مي شكافد و در نهايت به تالاب ختم مي شود و ازجاست كه بوم سازگان آبي كوير را به مبارزه مي طلبد و اين نقش وقتي مشخص تر شود كه مي بيميم تپه هاي گسترده وسيعي كه در امتداد تالاب قرار دارد توسط رطوبت و پوشش گياهي آن تثبيت شده است و در صورت نابودي تالاب حركت شنهاي روان به نواحي شرقي اصفهان از جمله شهر ورزنه كه نزديكترين شهر به تالاب است ، آغاز خواهد شد نظير اين حالت در بيشتر تالابهاي مركزي و نواحي جنوبي ايران و بسياري از نقاط ديگر جهان وجود دارد . تالاب گاوخوني به صورت درياچه كوچك دائمي و يك منطقه فرورفته كويري است كه از اطراف توسط ناهمواري هاي مختلف تپه هاي شني گستره هاي نمكي و كويري و جنگل زار احاطه شده است . وسعت آن بالغ بر 47000 هكتار بر آورد مي شود كه البته با مقدار آب ورودي به تالاب متغير است به نحوي كه در فصول پر باران و مرطوب سال آب بيشتري به تالاب وارد و بر وسعت آن افزوده مي شود و با گرم شدن هوا در تابستان وكاهش آب ورودي از يك طرف به افزايش تبخير از طرف ديگر از سطح تالاب نيز به مقدار چشمگيري كاسته مي شود . آنچه در بيشتر نوشته ها بر آن تاًكيد شده اين است كه در قسمت وسطي تالاب درياچه اي است كه تاكنون حتي در فصول گرم سال هم خشك نشده است . اين تالاب در بين عرض جفرافيا يي 32و 32 جنوبي و 15 و 32 شمالي و طول جغرافيايي 45 و 52 غربي و 59 و52 شرقي واقع گرديده و در فاصله 140 كيلو متري جنوب شرقي اصفهان و 30 كيلومتري شهر ورزنه (نزديكترين شهر به تالاب ) قرار دارد ارتفاع آن از سطح دريا 1470 متر ميباشد و به حالت مثلثي شكل ديده ميشود ’ حد اكثر عرض آن در حدود 50 كيلومتر و حد اكثر طول آن 25 كيلومتر است . عمق آب در اكثر نقات آن اندك و در حدود يك مترز ميباشد كه بر اساس مقدار أب ورودي به تالاب در طول سال تغير مي كند. اين منطقه ناحيه بسته اي است كه بين رشته كوهاي زاگرس و كوهاي مركزي واقع شده و شايد به صورت دره عميقي بوده است كه توسط رسوبات آبرفتي پر شده باشد . از جمله ارتفاعات مشخصي كه در اطراف تالاب از نقات پست مجاور قابل تشخيص هستند مي توان به كوهاي گريز (2523 متر ) كوه سياه (1752)، ميل (2202 متر) ، سورك (2500 متر) ، گره (2081 متر) و... اشاره كرد.

تالاب گاوخوني در شمال شرقي بخش جرقويه و جنوب غربي شهرستان نائين و غرب منطقه ي ندوشن از استان يزد و شمال غربي كوير ابرقو و شرق دهستان رودشتين واقع شده است. اين مرداب به شكل يك گلابي از شمال به جنوب كشيده شده وبه علت خشكي و كمبود آب، به طور كلي تا شعاع ده ها كيلومتر خالي از سكنه است در سمت غرب آن تپه هاي شني روان قرارداردكه ازفاصله چند كيلومتري شهرورزنه آغازمي شود وتانزديكي جنوب شرقي روستاي خارا ازتوابع بخش جرقويه ادامه دارد .جبهه شرقي تالاب مجاوركوههاي شيركوه وكوههاي ندوشن قراردارد ودرجنوب آن پهنه وسيعي از اراضي نمكزار واقع شده است محدوده تالاب گاوخوني درجبهه شمال به صحاري جنوب غربي شهرنايين وجنوب دهستانهاي تودشك ومشكنان ختم مي شود.



وجه تسميه گاوخوني:

ازتالاب گاوخوني درنوشته هاي مختلف گذشته وحتي حال به صورت گوناگوني ياد شده است.ازجمله :تالاب گاوخوني، گودخوني،گورخوني،گاوخاني،گاوخواني وآخرآب. ازبين اين واژه ها حالت متداول امروزي آن بيشترتالاب گاوخوني است كه درزبان محلي (ساكنين شهرورزنه) اين واژه باكمي تغيير به تالاب گاخوني معروف شده است.همچنين به نظرمي رسد ازبين واژه هاي مذكوركلمه گاوخواني از بقيه نامتجانس تربوده وحتي برخي نوشتن وبه كاربردن آن را جايز نمي دانند. درفرهنگ آنندراج جلد پنجم صفحه 3539،ذيل لغت گاوخوني چنين مي نويسد : ((دربلوك موسوم به روي دشت اصفهان ،زمينه است كه آبهاي زنده رود درآن زمين جمع شده وبه چاهي فرومي رود كه آن را گاوخاني گويند بعضي با واو گاوخواني نويسند خطاست كه معني لغت را ندانسته اند ،خاني به معني چاه وگاوبه معني بزرگ است واين مركباً افاده معني چاه بزرگ كند.))


راههاي دسترسي به تالاب

مهمترين راههاي دسترسي به تلاب گاوخوني عبارتنداز :

1_ اصفهان ، زيار ،اژيه، ورزنه، گاوخوني .

2_ اصفهان ،كوهپايه ، هرند ، هاشم آباد ،قورتان ، ورزنه، گاوخوني .

3_ اصفهان ، زيار ، قارنه ، نيك آباد ، اژيه ، ورزنه ، گاوخوني .

4_ اصفهان ،جرقويه عليا ( حسن آباد )، ورزنه ، گاوخوني

5_ جاده شيراز،رامشه ، حسن آباد ،ورزنه ،گاوخوني .

6_ يزد ، ميبد، جاده منتهي به كوههاي نودوشن ، قلعه خرگوشي، گاوخوني .

7_ يزد، اردكان ، نائين ،گردنه ملااحمد ،ورزنه، گاوخوني . 
 
تاریخ به روز رسانی: 1393/10/27
تعداد بازدید: 6071
امتیازدهی
میانگین امتیازها:0 تعداد کل امتیازها:0
مشاهده نظرات (تعداد نظرات 0
ارسال نظرات
نام  
آدرس پست الکترونیکی شما    
توضیحات  
تغییر کد امنیتی  
کد امنیت  
 
كليه حقوق اين پايگاه متعلق به استانداري استان اصفهان ميباشد.
Powered by DorsaPortal